تقابل خوزستانی و شهرستانی و کتابی که از نان برای مترجمان خوزستانی حیاتی تر است!

شهر آبادان به دلیل آنکه بزرگترین پالایشگاه ایران و خاورمیانه را در خود جای داده بود به عنوان یک شهر نفتخیز و به عبارتی، قلب تپنده نفت ایران شناخته می‌شد. جنگ تحمیلی هشت ساله عراق بر ضد ایران باعث شد آبادان با رونق گذشته خود فاصله بگیرد اما فرهنگی که از دوران طلایی نفت در این شهر ایجاد شد همچنان پایدار است؛ فرهنگی متشکل از خرده فرهنگهای گوناگون و اصطلاحاتی که نمونه آن را نمی‌توان در شهر دیگری پیدا کرد؛ اصطلاحاتی که حاصل تولد پالایشگاه نفت در آبادان بود که اکنون عمر آن به یک قرن رسیده است. چندین سال پیش، کتابی از احمد کعبی فلاحیه، تحت عنوان "واژگان انگلیسی درگویش مردم آبادان" به چاپ رسید. با اینکه نوشته مذکورچندین بار تجدید چاپ ومطالبی به آن اضافه شد ولی آنچنان که باید و شاید نتوانست تمامی واژگان انگلیسی موجود در"گویش آبادان" را درخود گرد آوَرَد. مولف پس از پژوهش و جستجوی لغات "ازقلم افتاده" توانست"فرهنگ کامل اصطلاحات آبادان" را تالیف و منتشر سازد که تمامی واژگان انگلیسی یافته شده، اعم از قدیم و جدید را یکجا دراین فرهنگ، ضمیمه نموده است. بنابراین به آن دسته از خوانندگانی که "فرهنگ اصطلاحات آبادان" را تهیه نموده‌اند دیگر، نیازی به خرید کتاب قبلی یعنی "واژگان انگلیسی درگویش مردم آبادان" ندارند، مگر آنکه بخواهند آن را "جداگانه" دراختیارداشته باشند.
{تصویر آخرین نسخه ی کتاب}


احمد کعبی فلاحیه در پیشگفتار کتاب می‌نویسد : "فرهنگ اصطلاحات آبادان" از تدوین انبوهِ فیشهایی که ازسال 82 به این سو، گِرد آمده بود، شکل گرفت. هرچند این فرهنگ، صرفا محدود به شهر آبادان نمی‌شود بلکه شامل خرمشهر وبخشهای پیرامون آن نیزمی ‌گردد. همان طورکه می‌دانید، بافت این دو شهر با توجه به فیلد شناخته شده، شباهتهای زیادی به هم یافته و در مجموع، وجوهِ مشترکِ متعددی را فراهم آورده است. یک وجه از این وجوه، وجه زبانی این ماجراست. حضور یکصد ساله انگلیسیها درآبادان، ازآن یک شهر"مهاجرپذیر" ساخت. شهری که قومیتهای زیادی به امید زندگی بهتر در آن پای گذاردند...اینک، حاصلِ آن، این شد: شهر"هفتاد و دو ملت"! این شهر با یک ترکیبِ فرهنگی بسیارنادر و منحصر به فرد، به زندگی خود ادامه داد. هرچند این فرهنگِ چند وجهی، تدریجا به یک فرهنگ مشترک تبدیل شد. آبادان، بدون تردید نمونه‌ای بسیار جالب از"وامگیری" زبانی است. نه فقط زبان انگلیسی بلکه تمام زبانها یا لهَجه هایی که درتکوینِ مولفه‌‌های آن دست داشته‌اند، در تشکیل این بدنه موثربوده اند. براستی چرا هیچ کس از زبان هندی حرفی به میان نمی‌‌آورد، در حالی که هندی، موثرترین زبان خارجی بعد از انگلیسی است؟ البته زبان "برمه" ای، تاثیری براین ماجرا نداشته است. چون همانطورکه می‌دانید، برمه ای‌ها برخلاف هندیها، ارتباط گسترده‌ای با مردم آبادان نداشتند، آنها تقریبا در یک جامعه "بسته" زندگی می‌کردند وخود را ازآمیزش و اختلاط با مردم، دور نگاه می‌داشتند. بسیار مایل بودم فراغت بیشتری می‌داشتم تا نمودارهای دقیقتری ازتاثیر زبانهای خارجی تهیه می‌‌کردم. البته شناسایی این تاثیرات یا هرعامل موثردیگر در چارچوب نمودارهای رایج نمی ‌گنجد. در همچون وضعی باید از مقالات تحلیلی زبان ‌شناسان نیز بهره بُرد تا به نتایج دقیقتری رسید. درچنین شرایطی بیشترخواسته‌ام چراغ اول را روشن کرده باشم. بی ‌شک فضای تحقیق برای بسیاری از پژوهشگران همچنان باز است.


شیوه مطالعه این فرهنگ

ما برای مطالعه این فرهنگ توسط مخاطبان کتاب، از روشی علمی و در عین حال ساده‌ای سود برده‌ایم که برای همگان به راحتی قابل استفاده است. ابتدا ماده مورد نظر را با حروف سیاه به عنوان یک مَدخَل جداگانه آورده‌ایم. سپس با حرکت‌ گـذاری، نحوه تلفـظ آن را نشان داده‌ایم. گاه، تلفـظ پاره‌ای از لغات، علیرغم حرکت گذاری، رسا به نظر نمی‌‌رسیده، در این وضعیتِ خاص، از کلمه "هم آوا"ی دیگری به عنوان مُدل استفاده کرده‌ایم. مثلا درمورد کلمه کوچ coach علاوه برحرکت گذاری، آمده ایم وعبارتِ "بروزن موج" را هم اضافه نموده‌ایم... اقداماتی از این دست، مخاطب را مطمئن می‌سازد که به تلفظ صحیح "ماده" مورد نظردست یافته است.

علاوه برآن، جهت تخمین دایره معنایی هراصطلاح، از مثالهایی در پایین همان مَدخل، استفاده کرده‌ایم. این مثالها کاربردِ اصطلاحات مورد نظر را روشنتر می‌سازد. بنابراین به خوانندگان توصیه می‌شود مفهوم خاص هر"ماده" را در متن مثالهای ارائه شده جستجو کنند. این گونه جمله‌های تمثیلی که جهت مثال آورده شده اند، در میان دو "ابرو" یا پرانتز جای داده شده اند.

مورد بعدی، اختلاف در"تلفظ" یک واژه انگلیسی در آبادان است. بدیهی است که واژگان هر زبان، بر اثر پروسه انتقال به زبان دیگر، دستخوش تغییراتی درنحوه تلفظ خود می‌‌گردند. ازاین رو تفاوتهای احتمالی، نبایست باعث تردید در ریشه ‌یابی بعضی ازواژگان بیگانه شوند. مانند "رام سِید" که دراصل، "رانگ ساید" (wrong side) بوده است.

صرف نظراز تفاوتهای "آوایی"، خوانندگان باید مراقب تفاوتهای مفهومی نیز باشند. مثلا واژه آرتیس در آبادان، صرفا به معنای بازیگر سینماست، درحالی که درخودِ انگلیس عمدتا به معنای هنرمند است. مثلا "نقاش" هم، نوعی آرتیست است. یا واژه agent که درانگلیسی، کلا به معنای "نماینده" است، درحالی که درآبادان، صرفا به معنای "پاسبان" است. یعنی دقیقا همان چیزی که ما به نام "آجان" می‌شناسیم!

همان طورکه متوجه شده‌اید، درلابلای متن، گاه و بیگاه توجه خواننده را به چند کتاب مشخص ارجاع داده‌ایم، که عبارتند از: "آبادان، نفت و دیگر هیچ"، "فولکلور آبادان" و غیره. این کتابها همان گونه که اشاره شد، از نگارنده یا مولف است. در این خصوص باید یادآور شویم که کتابهای مذکور نقدا در بازار وجود ندارند، بلکه درحال تالیف‌اند و به زودی در دسترس علاقه مندان قرار خواهند گرفت. بدیهی است که خوانندگان کتاب، جهت دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند بعدها به عنوان "رفرنس"، مراجعه‌ای به آنها داشته باشند. باتوجه به بافت ترکیبی آبادان وخرمشهر، اقوام متعددی درتکوین گویش این دوشهر سهم داشته‌اند. اگرما، مثلا درجایی گفته باشیم که بوشهریها این"طور" تلفظ می‌کنند، منظور، شهروندان شهرستان بوشهر نیست، بلکه قصد ما، بوشهریهای مقیم آبادان است. در مورد سایر اقوام نیز، وضع به همین صورت است. به عنوان مثال اگر درمتن کتاب گفته شود که عربها به "hospital" اسبیتارمی گویند، قصد وغرض، اعرابِ بومی آبادان است ولاغیر! ملاحظه موارد فوق، به شکل فراگیر می‌‌تواند خوانندهِ کتاب را مطمئن سازد که تمام جوانبِ فنی این فرهنگ را دریافته است... این دقیقا همان چیزی است که مولف، انتظارش را داشته است. نکته دیگر این است که کتاب حاضر در دو جلد، تدوین شده است. جلد اول شامل لغات و اصطلاحات رایج در دو شهر آبادان و خرمشهر وحتی بخشهایی ازاهوازاست. جلد دوم که شامل اَعلام تاریخی وجغرافیایی است، متعاقبا منتشر خواهد شد. اگر مثلا روبروی واژه‌ای چنین نوشتیم: "نگا: اَعلام"، قصدمان"ارجاع" خواننده به جلد بعدی جهت "دریافت" اطلاعات بیشتر، پیرامون ماده مذکوراست. بدیهی است که کلمه "نگا:"، مخففِ عبارتِ "نگاه کنید"است، تا خواننده ازیک ماده به ماده دیگر جابجا شود! مثلا: عروسیه، "نگا: اوراسیه". (ORC) وغیره...


نگاهی به عناصر زبانی

عناصرزبانی درگویش آبادان کاملا شناخته شده اند. ولی حجم آنان به درستی تخمین زده نشده است. برهمگان مشخص است که چهارگروه زبانی درگویش آبادان، دخالت دارند: اول، عربی که زبان مبنا یا"پایه" درگویش مذکوراست. همانطورکه می‌دانید عربی، زبان بومی آبادان است دقیقا مانند زبان سرخپوستهای آمریکا، پیش ازورودِ مهاجرینِ"تازه واردِ" انگلیسی به آنجا. این تخمین براساسِ "بسامد" واژگان عربی موجود درگویش آبادانی اتخاذ شده است. البته باید لهجه‌های وابسته به آن را نیز در نظر داشته باشیم. مانند لهجه عربی ِ"بومی" آبادان، لهجه عربی "عراقی" ولهجه عربی ِ"خلیجی"... که این سه لهجه، کمابیش درتکوین عنصر"اصلی"، که همان زبان بومی این شهر باشد، دخالت داشته اند. آمیزش این چند لهجه، یک لهجه میانگین برای زبان "عربی رایج" ایجاد نموده است. ثلث پیکره گویش آبادانی، به زبان عربی اختصاص داده شده است. نیازبه یاد آوری است که اعراب بومی آبادان، پیش ازکشف نفت، از راه زراعت، ماهیگیری وتجارت با کشورهای عربی همسایه، روزگار می‌گذراندند وطبعا از زبان ولهجه آنان به خوبی تاثیر پذیرفته اند. این تاثیرپذیریِ "متقابل"، درمبادلاتِ "تجاری" میان مردم بصره وآبادان، و همچنین در روابط فی مابین، بویژه در زمان شیخ‌خزعلی کاملا مشهود است. دوم، زبان فارسی و لهجه‌های وابسته به آن است. پس از شکل گیری شهرآبادان، قومیتهای متعددی ازمردم جهت کار و درآمد به این شهر سرازیرشدند. مهمترین آنها بوشهریها، لرها، کردها وبلوچها بودند. هرچند نخواسته ایم سایر قومیتها را نادیده بگیریم ولی لهجه‌های اصلی تاثیرگذار، همانی است که اشاره شد.

سوم، زبان هندی و لهجه‌های وابسته بدان است. مانند لهجه اردو"زبان فعلی مردم پاکستان" ولهجه بنگالی "زبان فعلی مردم بنگلادش". همانگونه که می‌دانید بنگلادش و پاکستان سابقا جزیی از خاک کشورهند بودند. درواقع بعد از استقلالشان ازهند بود که لهجه بنگالی، تبدیل به یک زبان "مستقل" شد. درمورد پاکستان نیز وضع به همین صورت بود. زبان اردو قبل ازاستقلال پاکستان، یک گویش وابسته به آن منطقه بود. ولی پس ازاستقلال، با فارسی درآمیخت و زبان "اردو" ازآن متولد شد و به تدریج رشد کرد تا بدین جا رسید. بنابراین وقتی اززبان هندی، سخن به میان آورده می‌شود، نباید ازلهجه‌های وابسته به آن غفلت نمود.

چهارم، زبان انگلیسی و "لهجه"‌های مربوط به آن است.

البته برای ما لهجه‌های این زبان، چندان "محسوس" نبوده و نیست. ولی نباید فراموش کرد که چندین کشور مانند ایرلند، ولز، اسکاتلند و... جزیی ازهمین "بریتانیای کبیر" بوده اند!

پنجم، زبانهای متفرقه‌ای است که چندان تاثیری درتکوین گویش آبادانی نداشتند، مانند هلندی، برمه‌ای، چینی و ... برای همین، اشاره‌ای به "تاثیر"آنها نشده است.

آنچه که می‌توان صراحتا بدان "اشاره" داشت درچهار سِکتور، قابل طرح است که بر اساس آن، می‌توان "درصد" زیر را برای حجم واژگان "رایج" درگویش "کنونی" آبادان درنظر گرفت:

1. زبان فارسی و لهجه‌های وابسته به آن، تقریبا:
30 درصد.

2. زبان انگلیسی و لهجه‌های وابسته به آن، تقریبا:
30 درصد.

3. زبان عربی و لهجه‌های وابسته به آن، تقریبا:
30 درصد.

4. زبان هندی و لهجه‌های وابسته به آن، تقریبا:
10 درصد.

نحوه گردآوری این مجموعه معمولا برای تهیه همچو‌ن مراجعی از"روش میدانی" که در زبانشناسی، بسیارمعمول است، استفاده می‌‌شود. شیوه رایج جهت تالیف این کتاب نیز همین بوده است. در روش میدانی همان گونه که می‌‌دانید، اساس تحقیق، بر استخراج نمونه‌های موجود، آن هم به صورت زنده است. مولف جهت استخراج لغات و اصطلاحات رایج، از افرادی که به شکل داوطلبانه، اعلام همکاری نموده‌اند، بهره بُرده است. به عنوان مثال اصطلاحاتِ مربوط به البسه، از زبان یک خیاط قدیمی، و اصطلاحات مربوط به کشتیرانی از زبان یک ناخدای بازنشسته استخراج شده است. وضعیت در سایر موارد نیز به همین منوال بوده است. مثلا برای دستیابی به نامهای انواع "ماهی" و سایر جانداران دریایی، از یک کارمند شیلات کمک گرفته شد. ولی برای دستیابی به نام "محلی" همین موارد، ناچار شدیم ازماهی فروشان بومی استمداد بجوییم. درسایر موارد نیز از همین سبک و روش بهره برده‌ایم. اصطلاحات مربوط به نفت را از متخصصان همین صنعت، و اصطلاحات مربوط به سایرموارد را ازکارشناسان همان رشته به دست آورده ایم. هر چند پاره‌ای ازنامها وعباراتِ مُصطلح آنچنان دستخوش تغییر وتحول شده‌اند که بدون توضیحات فنی باوراندَنِ‌شان، آسان و راحت به نظر نمی‌‌رسید.

ما همچنین ازنمایندگانِ تمام صنفها و حرفه‌ها در تالیف این مجموعه استفاده نموده ایم. از میان این داوطلبان، افرادی بوده‌اند که انتظار آن همه آگاهی و تجربه از آنان نمی‌رفت. مثلا سرایدارمسجد یا دستفروشِ ساده‌ای که پس ازآشنایی با آنها پی بردیم که چه گنجینه عظیمی با خود به همراه داشته‌اند. یکی از آنان عبدالزهرا اسماعیلی، آشپز مخصوص انگلیسیها بود که چندین سال پیش به دیار باقی شتافت... ودیگری حمزه مالکی است که به عنوان باغبان، زندگی خود را در منازل ویلایی شرکت نفت سپری نموده بود. حاصل چندین سال پژوهشِ میدانی، واژه نامه‌ای شد با پنج هزار"ماده". همان طورکه اشاره شد، تعدادی از این اصطلاحات به دلیل مغایرت با اصول اخلاقی، کنار گذاشته شدند، ولی آنچه مانده، حاصل سالهایی است که به همین قصد، وقف این پروژه شد.

 

ایمیل مولف و اطلاعات جهت تماس وسفارش خرید:

احمد کعـبی فلاحیه
akf91@yahoo.com

تلفن سفارش: 09122144189
شماره پیام رسان: 09361389898 

 

این کتاب در کتابفروشی جعفری  واقع در خیابان  سی متری  اهواز نیز موجود است و با قیمت 3000تومان به فروش می رسد.

 

منبع متن:

http://www.asrekimyagari.com/asrkimiagari/News.aspx?NID=1160

http://www.recordhayeiran.com/page401.html 

/ 0 نظر / 3 بازدید